السيد الخميني
289
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
آورد ، مىگويد كه انسان بايد اين كار را بكند زودتر خود را راحت كنيم ! همهء بدبختىهاى ما از جهل و نادانى است و نقصان و فقدان ايمان است . در هر حال ، به حقيقتْ صبر [ نگاهدارى نفس از شكايت بر ] جزع كامن است . و آنچه دربارهء ائمهء هدى يا انبياء عظام وارد شده كه توصيف شدند به صبر ، تواند كه صبر بر آلام جسمانيه بوده كه به مقتضاى طبايع بشريه باعث تأثر است ؛ يا صبر بر فراق محبوب بوده كه از مقامات بزرگ محبين است ؛ و پس از اين ذكرى از آن مىشود ؛ و الّا صبر بر طاعات و معاصى و بليّات غير آنچه ذكر شد دربارهء آنها ، بلكه شيعيان آنها ، معنا ندارد . عارف معروف ، كمال الدين عبدالرزاق كاشانى ، در شرح منازل گويد : « مراد شيخ كه فرمايد : صبر خوددارى از شكايت است ، شكايت به مخلوق است ؛ و الّا شكايت به حق تعالى و اظهار جزع در درگاه قدس او با صبر منافات ندارد ؛ چنانچه حضرت ايوب عَرض شكوى به حق نمود : أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ « 1 » با آنكه حق تعالى او را مدح فرمايد : بقوله : إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ « 2 » . و حضرت يعقوب عرض مىكند : إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ « 3 » با آنكه او از صابران بود . بلكه ترك شكايت به سوى حق اظهار تجلّد و ظهور به دعوى است » « 4 » انتهى . از سيرهء انبياء عظام و حضرات ائمهء معصومين - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - نيز چنان ظاهر مىشود كه با آنكه مقامات آنها بالاتر از صبر [ و ] رضا و تسليم بوده ، معذلك هيچگاه از دعا و عجز و تضرع در درگاه معبود خوددارى نمىكردند ، و عرض حاجات خود را به حضرت حق تعالى مىنمودند . و اين مخالف با مقامات روحانيه نيست ؛ بلكه تذكر حق و انس و خلوت با محبوب و اظهار عبوديت و ذلت در پيشگاه عظمت كامل مطلق ، غايت آمال عارفين و نتيجهء سلوك سالكين است .
--> ( 1 ) - « [ پروردگارا ] شيطان مرا معذّب ساخته است » . ( ص ( 38 ) : 41 ) ( 2 ) - « ما ايوب را بندهاى حليم و خويشتندار يافتيم ؛ چه نيكو بندهاى بود ، رجوعش دائم به درگاه ما بود » . ( ص ( 38 ) : 44 ) ( 3 ) - « شكايت غم و اندوه خويش به خدا مىبرم » . ( يوسف ( 12 ) : 86 ) ( 4 ) - شرح منازل السائرين ، كاشانى ، ص 195 - 196 ، « باب الصبر » .